روزی برادرالنقی که کور مادر زاد بود به خدمت امام نقی آمد و فرمد: یا نقی, تو که بیت المال دستته, دست مارو هم بگیر و یه چیزی به ما بده. امام نقی که فرصت را برای حالگیری مناسب دیده آهن گداخته ای آورد و دست برادرش را سوزاند و کلی هم خندید. برادرالنقی گفت پولت بخوره تو سرت, این چه کاری بود که با من کور کردی؟ لابد میخوای بگی تو که تحمل این آتش گداخته رو نداری و این حرفها چطوری میخوای من آتش جهنم رو تحمل کنم؟ و امام نقی همچنان شکم مبارک خود را گرفته بود بر کف زمین از خنده ریسه میرفت.. در پی این واقعه برادر النقی نعره زنان به خانه خود بازگشت و اسلامش دوچندان شد
دست شما با این روایات امام نقی درد نکند. ما هم کم کم اسلاممان دوبرابرمیشه.
پاسخ دادنحذفببین دادش من خودم نقویم به خدا یه شجره نامه هم داریم که نشون می ده عموی بزرگ من 17 مین نوهشه بابا این پدر بزرگ منئو راحت بذارین تو رو خدا LLLLLLLLLOOOOOOOOOOOLLLLLLLLLLLL
پاسخ دادنحذفداداش اولا دمت گرم با این احادیث و روایات واقعی که از امام عالی النقی می نویسی و ما رو هم مفیوض میکنی.یادت باشه دفعه بعد ننه این مادر قحبه رو هم که نضر کیری داده رو واسه ارشاد نزد امام حمام راهنمایی کنی.
پاسخ دادنحذفیک حدیث موثت از آقا امام نقی وجود دارد که فرمودند:هیچ عملی از شاد ساختن دل مومن نزد خدا باارزشتر نیست بی شک روح بزرگ او بسیار شاد خواهد شد وقتی که می بیند و می شنود که پس از 1400 سال مظلومیت و فراموشی اینگونه با چهره ای شاد و کمدی به جهانیان معرفی می شود...یا نقی قربانت که همگان را بر عکس اجدادت شاد و مسرور فر مودید...
پاسخ دادنحذفنقی یارتون دوستان!
پاسخ دادنحذفامیدوارم همیشه خندان باشین
عمق رفتار ائمه مادر قحبه بد تر از اینها که میگویی است وقتی محمد کس کش برای پول در 20 سالگی با یک زن 45 ساله و در 60 سالگی برای شهوت رانی با یک دختر بچه 7 ساله ازدواج میکنه از بقیه ایل بی شرفش و کس کششان چه توقع داری.
پاسخ دادنحذفکس ننت ای هتاک
پاسخ دادنحذفاستغفرالاه
پاسخ دادنحذف