امام نقی که تمام سالهای دوران کودکی را با وعده واهی مشک و عنبر شدن غائطش پس از رسیدن به مقام امامت گذرانده بود. بلافاصله پس از مرگ پدر بزرگوارشان آقا جوات و سوئیچ شدن امامت روی ایشان در حالی که میّت هنوز گرم و تروتازه روی زمین مانده بود به طرف مَبال دویده و با شوق کودکانه ای غائط کرد به این امید که محصول نهاییش بوی کریستین دیور یا بولگاری بدهد. ولی پس از روبرو شدن با واقعیت دچار سرخوردگی شدیدی گشت و به مدت چند روز از اسلام خارج شد و افسار شتر امامت را پشتش انداخت. و اگر نبود ابرام و اصرار صحابه، شاید الان از نعمت وجود یک همچنین امام بامزه و کِرکِر خنده ای محروم بودیم!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
امام نقی از شما به خاطر نظرتان تشکر می کند