۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

یک روز صبح نقی بین اصحاب رفت. ناگهان از میان کفار یکی برخاست ... !!!

یک روز صبح نقی بین اصحاب رفت. ناگهان از میان کفار یکی برخاست ( همیشه یک نفر باید به پا خیزد ) . گفت : نقی شرتش گل گلیه
نقی فرمود : به مادرت بگو خیلی دهن لق است
و کافر در جا اسلام آورد
به اشتراک بگذارید:(کدنویسی این ابزارک)

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Risheha :: Cloob :: Yahoo Buzz :: Delicious :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Email To: :: Subscribe to Feed

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

امام نقی از شما به خاطر نظرتان تشکر می کند